حسين علوى مهر
219
روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )
تعريف گرايش عرفانى طرفداران اين تفسير با دست كشيدن از ظاهر قرآن به معناى باطنى آن پرداخته و معتقدند كه اصل معناى قرآن در باطن آن خوابيده است و افراد ظاهربين ، حقايق را درك نمىكنند . اين نوع تفسير را « اسطورهاى » و « عرفانى » نيز مىگويند . « صوفيه » ، « باطنيه » « 1 » و « عرفا » ؛ از جمله « محى الدين عربى » ، اين گرايش را پيش گرفتهاند . در يك تقسيم ، عرفا و صوفيان را به دو گروه تقسيم كردهاند : « قائلين به حلول » و « قائلين به تجسيد » . تكيهگاه صوفيه ، مطابق انديشهاى كه خود طرح كردهاند ، فيوضات و الهاماتى است كه تصور مىكنند عين حقيقت است . ريشهء اين انديشهها در فلسفهء يونان است ، چرا كه با ترجمه شدن مكتبهاى عرفانى و فلسفى يونان به زبان عربى - در قرن دوم و سوم هجرى - اين افكار در ميان مسلمانان رواج يافت . « 2 »
--> ( 1 ) در برخى از كتب روشهاى تفسيرى ، روشهاى صوفى ، عرفانى ، رمزى و باطنى را از يكديگر جدا كردهاند . اما هيچ دليلى بر جدا بودن آن ارائه ندادهاند و با توضيحات و تعريفهايى كه بيان خواهد شد ، روشن مىشود كه همهء آنها در يك مسير و يا يك روش هستند . از اين رو در اين كتاب نيز از هم جدا نشده است . ( 2 ) نخستين مفسران پارسى / 77 .